هر جرعه آب که به مشت زائری میریخت، سر به آسمان میکرد و ناله میزد: السلام علیک یا ساقی العطاشی...و چنان به سوز میگریست، که خود روضه خوان شده بوداین جماعت را میز و خیمه ای نداشت و موکبی مهیا نکرده بود ،تنها یک شلنگِ آب داشت ......آن را نیز به دو د سلام آقاجان............
ما را در سایت سلام آقاجان......... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 2085 تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 17:24